خلاصه داستان خانه ربات ها
خلاصهٔ داستان خانهی رباتها
داستان دربارهٔ سام دِرِکِر است؛ پسری که زندگیاش هیچ شباهتی به بچههای معمولی ندارد، چون مادرش یک مخترع نابغه است و خانهشان پر از رباتهای عجیبوغریب، بامزه و گاهی هم دردسرساز است. سام همیشه سعی میکند در مدرسه «عادی» به نظر برسد، چون اگر بچهها بفهمند او در خانه با یک ارتش ربات زندگی میکند، احتمالاً دست از سرش برنمیدارند. اما همهچیز وقتی تغییر میکند که خواهرش مَدی—که به بیماری سختی مبتلاست—به مدرسه برمیگردد. مادی ضعیف است و نیاز به مراقبت دارد، و مادرشان تصمیم میگیرد یک ربات محافظ فوقپیشرفته به نام تانک را همراه او به مدرسه بفرستد. تانک قرار است از مادی مراقبت کند… اما: - بیش از حد قوی است - بیش از حد جدی است - و اصلاً نمیداند چطور در میان انسانها رفتار کند همین باعث میشود مدرسه به میدان جنگی از سوءتفاهمها، خرابکاریها و لحظههای خندهدار تبدیل شود. در این میان، سام باید: - از خواهرش محافظت کند - رازهای خانهٔ رباتها را پنهان نگه دارد - و با مشکلات مدرسه و دوستانش کنار بیاید اما کمکم متوجه میشود رباتها فقط ماشین نیستند؛ آنها میتوانند دوست، خانواده و حتی قهرمان باشند. داستان در نهایت به سمت یک ماجراجویی بزرگ میرود که هم پر از هیجان است و هم احساسات خانوادگی.



خلاصه داستان خانه ربات ها
